starer
starer
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
نگاه خیرهشوندهی کودک همه را در اتاق مجذوب خود کرد.
The starer gaze of the child captivated everyone in the room.
چهرهی خیرهشوندهی او افکار عمیقش را نشان میداد.
Her starer expression revealed her deep thoughts.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «خیرهشونده» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/خیرهشونده